سهراب جان
دیر نیایی مادر
که به در چشم من منتظر است
چه کسی بود صدا زد سهراب
کفش هایم را بیاور
میهنم منتظر است
چه صدایی بود که گفت برخیز
چه ندایی بود که گفتا منشین
کفش هایم را بیاور
کشورم منتظر است
دست ها همه سبز
سبز در سبز
لب ها همه شادان
در بهاران ، بهارانی دگراست
راستی مادر کفش هایم را بیاور
دوستم منتظر است
کوچه ها تنگ از بوی بهار
من که سبزم
تو سبزی
همه سبزیم
از این بوی بهار
چه کسی بود صدا زد سهراب
کفشهایم را بیاور
جهانی منتظر است
دوستان ، لختی درنگ
پیراهن سبزم چه شد ؟
سربند سرو رنگم کجاست ؟
کفش هایم را بیاور
آزادی منتظر است
سهراب جان
دیر نیای مادر
که به در چشم من منتظر است
چه کسی بود صدا زد سهراب
کفش هایم را بیاور
به خدا مادر
نگاه کن آنجاست
ندا منتظر است
سکوت یا اعتراض به آزادیهای به ناحق مسلوب شده ؟
حضور آیت الله هاشمی رفسنجانی پس از پنجاه روز غیبت در نماز جمعه تهران بسیار بحث برانگیز شده است .او که در صدر دو نهاد مهم مجمع تشخيص مصلحت نظام و خبرگان رهبري قرار دارد از سوی محمود احمدی نژاد رییس دولت نهم به جانبداری از میر حسین موسوی در جریان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و مال اندوزی متهم شد . هاشمی که زمانی او را دومین شخصیت جمهوری اسلامی می نامیدند در دیداری با جمعی از خانواده های بازداشت شدگان از وقایع پس از انتخابات ابراز نارضایتی کرد. اکنون بسیاری منتظرند ببیند چه موضعی در خطبه های نماز جمعه تهران اتخاذ خواهد کرد.
میرحسین موسوی، که مشروعیتی برای دولت برآمده از دهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری قائل نبوده و بر ابطال انتخابات پافشاری میکند، اعلام کرده است که به دعوت هواداران خود پاسخ مثبت گفته و در نماز جمعه شرکت خواهد کرد. به نظر میرسد که آقای موسوی بدینشکل با پاسخ مثبت دادن به دعوت معترضان، بار دیگر بر اعتراض خود تاکید کرده است.
به گزارش سایت دویچه وله موسوی در بیانیه اش به روشنی بر قصد سیاسی خود برای شرکت در نماز جمعه، در جهت رسیدن به "آزادیهای به ناحق مسلوب شده" تاکید کرده است.
حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر مسائل دینی در پاسخ به این پرسش که انتظار از هاشمی رفسنجانی برای تغییر در ساختار قدرت چقدر واقعبینانه است بیان کرد : " آن چه که مسلم است، آقای هاشمی رفسنجانی از معترضان بسیار جدی به آقای احمدینژاد و دولت او است ، طبیعی است که آقای هاشمی به شدت ناراضی و ناخرسند است؛ هم به اعتبار دفاع از شخصیت فردی خود و هم به اعتبار دفاع از طیف همفکران و تا حدودی همپیمانانش. اما به نظر من، ایشان نمیتواند کار زیاد جدی و مؤثری انجام بدهد. چرا که در موقعیت بسیار دشواری قرار گرفته است. اگر موضع صریح و روشن منتقدانهای بگیرد، باید از سمتهای خود استعفا بدهد یا اساساً کنارش خواهند گذاشت " .
اشکوری نماینده سابق مجلس در دوره اول در مصاحبه با رادیو زمانه با اشاره به عدم تداوم حرکت بینابینی هاشمی، تایید انتخابات را با مواضع او سازگار ندانسته و افزود : " ولی با همهی این حرفها، چنین میشود تصور کرد که آقای هاشمی سرانجام به نوعی سازش میرسد و برای حفظ ظاهر هم که شده، سکوت خواهد کرد. اما این به معنای آن نیست که این بحثها در آینده، جدی نشود یا آقای هاشمی رفسنجانی نتواند نقشهای جدیتری در آینده بازی کند."
این روحانی خلع لباس شده استراتژي هاشمی در این مقطع را عبور از بحران با سکوت و آرامش پیش بینی کرد و اظهار داشت : " در چشمانداز کوتاهمدت، نه میتوان از آقای هاشمی رفسنجانی انتظار زیادی داشت و نه ایشان حاضر است دست به ریسک بزرگی بزند که به مرگ و زندگی او مربوط است. فکر میکنم شرایط فعلی آن قدر حاد است که اگر ایشان بخواهد با رهبری و نظام مقابله کند، به مرگ سیاسی و احتمالاً فیزیکی او منجر خواهد شد . "
محمد هاشميرفسنجاني رئيس دفتر سياسي حزب كارگزاران سازندگي در گفتگو با ایلنا در خصوص علت سكوت هاشميرفسنجاني بعد از تحولات انتخاباتي گفت: اين موضوعي است كه مردم مكررا از ما سوال ميكنند و توقع دارند ايشان كه در بحرانها به كمك مردم آمده و بحرانهاي نظام را حل كردهاند و مشكلات را از ميان برداشتهاند و جزء اصليترين اركان نظام هم بودند امروز هم فعال شوند ولي شايد شرايط زماني، امكانات و تواناييها با گذشته فرق كرده ولي معتقدم بايد براي بازگرداندن اعتماد مردم هزينههايي پرداخت.
عضو مجمع تشخيص مصلحت نظام در خصوص اقامه نماز جمعه اين هفته توسط هاشميرفسنجاني و بازتابهاي اين موضوع در رسانهها و افكار عمومي گفت: مردم منتظر برگزاري نماز جمعه توسط آقاي هاشمي بودند و پيشبيني ميشود استقبال خوبي صورت گيرد.
فاطمه راكعي عضو جبهه مشاركت ايران اسلامي حضور هاشمي در نماز جمعه در اين وضعيت مأيوس كننده را مايه اميد تلقي کرد و افزود: هاشمي رفسنجاني در صدر دو نهاد مهم يعني مجمع تشخيص مصلحت نظام و خبرگان رهبري حضور دارد بنابراين وظيفه دارد به ابهامات مردم نسبت به اعمال غيرقانوني كه در اين انتخابات انجام شد، پاسخ دهد و مقصران را معرفي نمايد.
عضو جبهه مشاركت از هاشمی به عنوان شخصیت دوم نظام نام برد و بیان کرد: ايشان در روز جمعه بايد بگويند كه آيا بر اتفاقات پس از انتخابات صحه ميگذارند يا خير، مردم ميخواهند واكنش هاشمي به توهينهايي كه عليه ملت صورت گرفت، چيست؟
حجت الاسلام قدرت الله علیخانی عضو فراکسیون خط امام(ره)مجلس در پاسخ سئوال پارلمان نیوز که پیشبینی شما از اظهارات هاشمی در مورد انتخابات و حوادث پس از آن در نماز جمعه چیست ؟ گفت:" بار اصلی این نظام و انقلاب بر دوش مردم بوده و امروز نیز مردم پشتوانه این نظام هستند و آقای هاشمی در سخنان خود قطعا منافع مردم و حقوق حقه آنها را در نظر خواهد گرفت " .
علیخانی نماینده مردم قزوین در مجلس هشتم با تاکید براینکه پیش بینی میشود نماز جمعه این هفته، نماز جمعهای تاریخی باشد، تصریح کرد :" پیشبینی من این است که آقای هاشمی از اصل نظام انقلاب حقوق مردم و رهبری دفاع خواهند کرد ".
بیژن نامدار زنگنه عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام و از افراد نزدیک به موسوی در فعالیتهای انتخاباتی اخیر هم در پاسخ به سؤالی در خصوص شرکت در نماز جمعه این هفته تهران گفت: " انشاءا..ما همه در نماز جمعه این هفته تهران که به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی برگزار می شود شرکت خواهیم کرد و با استفاده از فرصتی که شارع مقدس با این نماز سیاسی برای ما فراهم کرده است بار دیگر با امواج سبزحضورمان ، برشعورسیاسی،عدالت خواهی،مردم سالاری وضرورت احیای مجدد راه امام راحل تاکید خواهیم کرد ".
علی شکوریراد، عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت ایران اسلامی، طی یادداشتی در وبسایت نوروز، بر اهمیت سیاسی شرکت در نماز جمعه این هفته به امامت اکبر هاشمی رفسنجانی تاکید کرده و نوشت « ارعاب و اقسام تضییقات رسانهای و اطلاعرسانی و نیز مواجه بودن با ممانعت از اجتماعات ، معترضان را بر آن داشته است از این فرصت برای انجام یک حرکت سیاسی استفاده نموده و با شرکت در نماز جمعه پیام اعتراضی خود را با حضور انبوه خود تکرار نمایند. "
محمد نبی حبیبی دبیر کل حزب موتلفه اسلامی در گفتگو با ایلنا اظهار داشت : " گفتوگوهایی برای آغاز رفاقت و همکاری برای کارآمدی دولت صورت گرفته است. ما بارها گفتهایم که حساب رقابت در داخل خانواده انقلاب با حساب کسانی که خارج از این خانواده به دشمنی با آن مشغولند، کاملاً جدا است. ما باید حساب براندازان را از منتقدین علاقمند به نظام جدا کنیم و با هر کدام با زبان خودشان سخن بگوییم.
وی با اشاره به تحرکات در داخل و خارج گفت: برخی همچنان بر طبل بیمهری به رای اکثریت میکوبند؛ این یک تهدید جدی علیه جمهوریت نظام است.
دبیرکل حزب موتلفه اسلامی در مورد نمازجمعه این هفته به امامت آیت الله هاشمی رفسنجانی، اظهار داشت: رفتار حساب نشده برخی جریانهای سیاسی در این مسائل کلان اعتقادی جامعه، میتواند اثرات منفی داشته باشد. سنگر نماز جمعه متعلق به رهبری وامت اسلام است. باید حریم، حرمت واحترام آن را از همه جهات محفوظ داشت و مستقل از جناحهای سیاسی، احزاب و گروهها ، فقط به عنوان تریبون انقلاب از آن استفاده نمود.
به گزارش روز احمد خاتمی یکی از اعضای مجلس خبرگان که خود در نماز جمعه هفته گذشته مسئولان دولت کودتا را به برخورد شدید با دستگیرشدگان حوادث اخیر خوانده و از لزوم تنبیه "اغتشاشگران" سخن گفته بود، خواستار رعایت احترام كسانی شد كه در نظام اسلامی خدمتگزار بوده اند و افزود : " در هرحال باید به آینده نگاه كرد و ضمن ترسیم گذشته باید همه برای ساختن ایرانی سربلند تلاش كنیم. كدورتهای ایام انتخابات فراموش شود و محبت و همدلی جایگزین آن شود كه برای سربلندی ایران اسلامی راهی جز این نداریم."
مجتبی شاکری یکی از اعضای ارشد جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی حضور هاشمی رفسنجانی در نماز جمعه را "اقدامی نسنجیده" توصیف کرده و بیان کرد: " بهتر بودهاشمی بهصورت مكتوب با نمازگزاران مكاتبه میكرد و نظرات خود را میگفت. شاید حضورهاشمی بدون فراهم كردن مقدمات سنجیده نباشد . "
عضو جمعیت ایثارگران و از حامیان سرسخت احمدی نژاد دلیل این موضع گیری را "مشکل ساز" بودن مواضع انتخاباتی هاشمی رفسنجانی ذکر کرده و گفته است: "مواضع انتخاباتیهاشمی اصلا خوب نبوده است كه از آن جمله میتوان به نامهای كه ایشان خطاب به مقام معظم رهبری نوشتند، اشاره كرد. این نامه شاید تهدیدآمیز یا دعوت به نافرمانی مدنی تلقی شود كه واكنشجامعه را برانگیخت."
رجا نیوز نیز با انتشار نامه ای با عنوان "جمعی از دانشجویان دانشگاه تهران" خواستار "حرام " اعلام کردن اقدام علیه دولت محمود احمدی نژاد از سوی هاشمی رفسنجانی در خطبه های نماز جمعه شد و نوشت: "اثبات همسنگری امروز و دوستی فردای شما برای نظام اسلامی در این است که جریان نفاق را که بخشی از آن در لوای نام و سابقه شما پنهان شده است، رسوا ساخته و با اعلام مواضع صریح، پرده از فتنه پیچیده نفاق بردارید."
شبکه خبری ایران (وابسته به موسسه دولتی ایران) با انتشار خبری پیش بینی کرد که : "نماز گزاران این هفته به هاشمی رفسنجانی اعتراض خواهند کرد."
منبع : وبلاگ با مردم
در جریان اعتراضات گسترده اخیر به نتایج اعلامشده انتخابات ریاست جمهوری و حمایت صریح و قاطعانه آیتالله خامنهای رهبر جمهوری اسلامی از این نتایج، شکاف در بالاترین سطوح قدرت و از جمله در نهادهای روحانیت نیز گسترش یافته است. اکنون بار دیگر و به طور جدیتر مسأله درآمیزی دین و دولت و عواقب سیاسی و اجتماعی آن زیر ذرهبین قرار گرفته و روحانیت ایران از مراجع مذهبی منتقد حکومت گرفته تا نهاد های مذهبی سهیم در قدرت، ناگزیر از پاسخ تازه ای به این مسأله شدهاند.
در گفت و گویی با حسن یوسفی اشکوری، پژوهشگر مسائل دینی، ابتدا این مسأله را مطرح می کنم که با توجه به اینکه نگاه به رابطهی دین و قدرت سیاسی یا دین و دولت، سالهاست که از بحثهای مهم در جامعهی سیاسی ایران بوده است، تأثیرگذاری این بحث را در رویدادهای مربوط به انتخابات اخیر ریاست جمهوری و اعتراضات گستردهی مسالمتآمیزی که صورت میگیرد، چگونه ارزیابی میکند؟
بحث رابطهی نهاد دین و نهاد حکومت، بحثی دیرینه است و از گذشته در این باره صحبتهای فراوانی شده است. از آن جایی که اسلام در قیاس با ادیان دیگر، دینی تقریباً سیاسی و اجتماعی است، از صدر اسلام این بحث مطرح بوده است. به خصوص اینکه پیامبر این دین، حضرت محمد، خود ۱۰ سال در رأس یک حکومت در مدینه قرار داشته است.
ولی در عین حال تا دوران اخیر، بحث رابطهی دین و دولت، بحثی بیشتر نظری بود و در عمل چندان مورد توجه نبود. چرا که بعد از پیامبر، جدایی دین از نهاد حکومت تا حدود زیادی به رسمیت شناخته شده بود و کم و بیش هم اجرا میشد. هر چند که نام رهبران جهان اسلام «خلیفه» یعنی جانشین پیامبر بود. در ایران هم از زمان صفویه، نهاد سلطنت پدید آمد که بیشتر تداوم نهاد سلطنت ایرانشهری گذشته بود.
بعد از مشروطه، بحث رابطهی دین و دولت، کمی جدیترشد. ولی با نظریهپردازی کسانی چون نایینی و آخوند خراسانی، باز نهاد دین (روحانیت) و نهاد حکومت از هم تفکیک شدند.
در جریان انقلاب اسلامی ایران، آمیختگی دین و حکومت خیلی جدی شد و در نظام جمهوری اسلامی و قانون اساسی آن با مدل «ولایت مطلقهی فقیه» تقریباً دین و حکومت چنان با هم آمیخته شد که دیگر به سادگی نمیتوان آنها را از هم تفکیک کرد.
با وجود این، بخش زیادی از علمای سنتی ما، همچنان به همان نظریهی دیرین شیعی وفادار ماندند و حکومت دینی را در زمان غیبت ناممکن شمردند. عدهای از روحانیون هم به مدل ولایت فقیه روی آوردند و از مؤسسان یا حامیان نظام جمهوری اسلامی مبتنی بر ولایت فقیه شدند.
در مقابل، در ۱۵ سال اخیر، بخشی از روشنفکران دینی باز به تفکیک نهاد دین از حکومت روی آوردند. الان هم در ایران، تقریباً، هیچ نواندیش مسلمان یا روشنفکر مسلمانی را نمیشناسم که به حکومت مذهبی، به معنای متعارف آن، چه از نوع ولایت فقیه و چه از نوع غیر ولایت فقیه آن معتقد باشد. امروز کم و بیش، همه به جدایی نهاد دین از حکومت باور دارند.
این بحث در طول این ۳۰ سال هم مطرح بوده. اما همانگونه که آقای میرحسین موسوی هم در اطلاعیهی اخیرش مطرح کرد، این انتخابات مشکلات، بنبستها و موانع نظام جمهوری اسلامی را به خوبی نشان داد. فکر میکنم یکی از پیآمدهای تحولات اخیر، انتخابات و موضعگیریهای نسبت به آن، پیش کشیده شدن همین مسألهی نوع رابطهی دین و حکومت است.
به عبارت دیگر، این مسایل سبب شد که بحران ایدئولوژیک و بحران ساختاری در نظام جمهوری اسلامی علنی شود. به خاطر اینکه از یک سو مردم با معیارهای جمهوریت در انتخابات شرکت کردند؛ هرچند آن هم بسیار محدود شده بود و مردم مجبور بودند به یکی از چهار کاندیدای تأیید صلاحیتشده رأی بدهند؛ اما در عمل مردم به فردی رأی دادند که تصور عمومی این است و شواهد هم نشان میدهد که بیشترین رأی را آورده و انتخاب شده است. اما ولی فقیه و نظام حاکم پشت سر کاندیدایی که در واقع رأی نیاورده، ایستادند و رأی او را چند برابر اعلام کردند. بعد هم رهبر نظام در برابر اکثریت مردم ایستاد.
این بحران، الان خود را علنی کرده است و فکر میکنم این بحث در تحولات آینده، هم از بعد نظری و هم از بعد عملی و سیاسی، بیش از پیش خود را آشکار خواهد کرد.
برای روحانیون، بحث انتخاب بین مصالح نظام دینی و مصالح جامعه مطرح است. میدانیم که بخشی از روحانیون منتقد، هر چند بیشتر به صورت انفرادی، در جریان رویدادهای اخیر وارد عرصه شدند و از حق مردم برای نظردهی، اعتراض و بازبینی صندوقهای رأی دفاع کردند. ولی تشکلهای روحانی، از جمله «روحانیت مبارز» و «روحانیون مبارز» محافظهکارانهتر وارد مسأله شدند. این مسأله که در چشمانداز نزدیک، روحانیت ایران بین مصالح جامعه و مصالح نظام و حتی مصالح دین بتوانند تفکیک بیشتری قائل شود و روی بیاورد به اینکه مصالح نهاد دین را در جدایی دین از دولت بداند، چه قدر محتمل است؟
به طور کلی نهاد روحانیت شیعه، حتی تا حدودی در اهل سنت، نهادی محافظهکار است. در گذشته هم چنین بوده است و روحانیون، به خصوص آنهایی که از علما و روحانیون سنتی به شمار میآیند، کمتر در تحولات سیاسی وارد میشوند و اظهار نظر صریح میکنند. البته، دوران خاص انقلاب تا حدودی استثنا است. ولی به هر حال روحانیت ما چه از جناح سنتی و چه از جناح نوگراتر و مدرنتر هم باشد، محافظهکارند و نظر نهایی خود را به سادگی ابراز نمیکنند.
بعد از پیروزی انقلاب، همانطور که اشاره شد، بخش عمدهای از روحانیون سنتی، همچنان به عقیده سنتیشان وفادار ماندند و در حکومت دخالتی نکردند. بعضیهایشان مطلقاً اظهار نظری نکردند. بعضیها هم با احتیاط در ارتباط با جمهوری اسلامی، نظراتی دادند؛ یا تأیید کردند و یا گاهی انتقاد کردند.
درسالهای اخیر، به خصوص بعد از روی کار آمدن دولت آقای احمدینژاد، رابطهی روحانیت و حکومت تا حدودی رابطهی منسجم و هماهنگی مثل گذشته نبود. به عبارت دیگر، در این دوره، دولت از روحانیت فاصله گرفت و همینطور هم از سوی روحانیت، این فاصله ایجاد شد.
ولی در جریانات اخیر، بخشی از روحانیون از مردم یا از خواستهها و مطالبات مردم و دو کاندیدایی که معترض بودند حمایت کردند. اما بخش محافظهکارترش، چندان صریح موضع نگرفت.
اما آنچه که شواهد نشان میدهد و میتوان آن را با دلایل و قراین مختلفی نشان داد، این است که روحانیت فعلی، حتی آن سنتیها هم از دولت نهم، به خصوص از شخص رییس دولت چندان راضی نبودند و در این انتخابات هم کم و بیش منتقد هستند؛ هر چند خیلی صریح اظهار نظر نکردند.
اساساً در روحانیت، تشکلهای واحد سراسری نداریم؛ بلکه در درون آن، طیفها و جریانات مختلف وجود دارد و عمدتاً به خصوص در سطح مراجع، بیشتر افراد هستند که سخن میگویند و افکار و اندیشههای شخصیشان را بیان میکنند.
ولی به نظر میرسد و پیشبینی من این است که با توجه به سیر تحولات در آینده، دولت دهم با بحرانهای جدی بیشتری مواجه خواهد شد. این دولت از ناحیهی اکثریت مردم که به رییس دولت دهم رأی ندادند و به دو کاندیدای دیگر رأی دادند، همینطور خود دو کاندیدا و تشکلهای روحانی و غیر روحانی حامی آنان، مانند «مجمع روحانیون مبارز تهران»، «مجمع محققین حوزهی علمیهی قم» و همچنین شخصیتهای بسیار برجستهای مثل آیتالله طاهری اصفهانی، آیتالله منتظری، آیتالله صانعی، آقای عبدالله نوری و … فاقد وجاهت قانونی و وجاهت شرعی است و دچار بحران خواهد بود.
الان بحران، بحران مشروعیت است؛ برای این دولت و همینطور کل نظام جمهوری اسلامی.
تصور من این است که در تحولات آینده که این دولت با بحرانهای بیشتری مواجه خواهد بود، مواضع روحانیون نسبت به دولت و کل حاکمیت منتقدتر خواهد بود و بحث دین و دولت و نوع رابطهی این دو جدیتر میشود. به نظر میرسد که سیر تحولات در جمهوری اسلامی، از همان آغاز تا الان و از الان به بعد، به سوی تقویت نظریهی جدایی دین از حکومت خواهد بود.
میخواهم به نقش کلیدی تعدادی از روحانیون، به ویژه در شرایط سیاسی کنونی ایران اشاره کنم؛ روحانیونی که در مرکز قدرت هستند و در درجهی اول، نقش آقای هاشمی رفسنجانی. بعد از این رویدادها احتمال داده میشد که آقای رفسنجانی با توجه به اینکه ریاست مجلس خبرگان و همچنین ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام را دارد، از نفوذش استفاده کند و روحانیت به ویژه روحانیونی را که نقش مهمی در قدرت دارند، به سوی یک سری تغییرات در ساختار قدرت بکشاند. از جمله مطرح میشد که ایشان برای تشکیل مجلس خبرگان رهبری تلاش کرده ولی موفق نشده است؛ یا اینکه چند جمعهی متوالی ایشان در نماز جمعه شرکت نکرده است و جامعه به این حرکت، به عنوان نوعی اعتراض نگاه میکند. اساساً این انتظار از آقای رفسنجانی که پیشگام تغییری در ساختار قدرت باشد، چه قدر واقعبینانه است؟ فکر میکنید که بر مواضع او تردید غالب است یا اینکه در حال انجام اقداماتی است که هنوز برآمد نکرده است؟
آن چه که مسلم است، آقای هاشمی رفسنجانی از معترضان بسیار جدی به آقای احمدینژاد و دولت او است که از چهار سال پیش آغاز و به تدریج، به ویژه در دوران تبلیغات انتخاباتی، با افشاگریها و بیپرواییهای آقای احمدینژاد، آن هم در رسانهی ملی، علنی شده است.
آقای رفسنجانی به شدت معترض و مخالف است و حال که این پردهها هم برداشته شده و حریمها شکسته شده است، در مخالفت خود با دولت فعلی هیچ تردیدی ندارد. به اضافهی اینکه انتخابات رسوایی برگزار شد و چنین تأییدیههای محکمی از این انتخابات فاقد وجاهت قانونی و کودتاگونه صورت گرفت.
طبیعی است که آقای هاشمی به شدت ناراضی و ناخرسند است؛ هم به اعتبار دفاع از شخصیت فردی خود و هم به اعتبار دفاع از طیف همفکران و تا حدودی همپیمانانش. چون در این انتخابات، آقای هاشمی در طیف اصلاحطلبان قرار گرفت و به طور تقریباً روشنی از آقای موسوی حمایت میکرد. بنابراین مردم انتظار دارند که ایشان هم به عنوان دفاع از خود و هم دفاع از نظام جمهوری اسلامی و همپیمانانش که مهم است، اقدامی بکند.
اما به نظر من، ایشان نمیتواند کار زیاد جدی و مؤثری انجام بدهد. چرا که در موقعیت بسیار دشواری قرار گرفته است. اگر بخواهد مانند آقای طاهری اصفهانی و آقایان مراجع معترض قم، موضع رسمی بگیرد، با دو سمت بسیار مهمی که در ساختار نظام جمهوری اسلامی دارد، با موقعیت ویژهای که نزد رهبری دارد، دچار مشکل خواهد شد.
اگر موضع صریح و روشن منتقدانهای بگیرد، باید از سمتهای خود استعفا بدهد یا اساساً کنارش خواهند گذاشت. سرنوشت آیندهاش نیز بسیار تاریک خواهد بود و مشکلات خیلی جدی برای خودش و برای کل نظام به وجود خواهد آمد.
اگر بخواهد به آن طرف بپیوندد و انتخابات را تأیید کند و مانند گذشته، حداقل صورت ظاهر را حفظ کند، با مواضع ایشان و با انتظاری که از او هست، سازگار نیست. این وضعیت دوگانهی سکوت اعتراضی یا در خط بینابین حرکت کردن هم، نمیتواند چندان ادامه پیدا کند.
۱۵-۱۰ روز دیگر، زمان تنفیذ حکم ریاست جمهوری است و آقای هاشمی باید روشن کند که در چنین جلسهای شرکت میکند یا خیر. کسانی مثل آقای موسوی یا کروبی و ... اعلام کردهاند که شرکت نخواهند کرد. ولی آقای هاشمی اگر شرکت نکند، به معنای مخالفت جدی و مقابله با رهبری و نظام تلقی خواهد شد و اگر شرکت کند، بازهم پیامدهای خاص خود را خواهد داشت.
اینکه گفته شده آقای رفسنجانی میخواسته با مجلس خبرگان صحبت کند، آنان را قانع کند و بحث عزل رهبری و شورایی شدن رهبری مطرح بود، اینها هم در شرایط فعلی، به نظر من یک مقدار آرمانگرایانه است. ساختار نظام جمهوری اسلامی به گونهای است که به هیچ وجه، اجازهی عزل رهبری را با عنوان عدم صلاحیت نمیدهد. شورایی شدن هم باز دچار مشکلاتی است. به هر حال جمعبندی من این است که آقای هاشمی رفسنجانی کارآیی چندانی ندارد و نمیتواند نقش مؤثری داشته باشد.
ولی با همهی این حرفها، چنین میشود تصور کرد که آقای هاشمی سرانجام به نوعی سازش میرسد و برای حفظ ظاهر هم که شده، سکوت خواهد کرد. اما این به معنای آن نیست که این بحثها در آینده، جدی نشود یا آقای هاشمی رفسنجانی نتواند نقشهای جدیتری در آینده بازی کند.
فعلاً شرایط بسیار حاد و بحرانی است. فکر میکنم آقای هاشمی مثل همیشه سعی میکند از این بحران هم عبور کند و با سکوت و آرامش این مرحله را پشت سر بگذارد تا در فرصت مناسبی در آینده، بتواند مخالفتهای خود را با دولت احمدینژاد به شکل دیگری ابراز کند و یا اگر در ارتباط با رهبری، بنا است تصمیمگیری شود، با زمینهسازیها و مقدماتی که لازم دارد، بتواند در شرایط دیگری، کاری انجام بدهد.
در چشمانداز کوتاهمدت، نه میتوان از آقای هاشمی رفسنجانی انتظار زیادی داشت و نه ایشان حاضر است دست به ریسک بزرگی بزند که به مرگ و زندگی او مربوط است. فکر میکنم شرایط فعلی آن قدر حاد است که اگر ایشان بخواهد با رهبری و نظام مقابله کند، به مرگ سیاسی و احتمالاً فیزیکی او منجر خواهد شد.
مسألهی دیگر، نقش خود آقای خامنهای به عنوان رهبر جمهوری اسلامی و رابطهی او با منابع قدرت در ساختار جمهوری اسلامی است. برخی تحلیلگران معتقدند که تأثیرپذیری ایشان بهویژه از فرماندهان سپاه که دارای نفوذ زیادی در سطوح بالای قدرت هستند، زیاد است. برخی هم اعتقاد دارند که این روند برعکس است؛ یعنی هنوز نفوذ شخص آقای خامنهای، به عنوان ولی فقیه و قشری از روحانیون بر فرماندهان نظامی و پاسداران بسیار زیادتر از آن است که تأثیرپذیری تعیینکنندهای از این محافل داشته باشند. ارزیابی شما در این زمینه چیست؟
واقعیت این است که اطلاعات خیلی دقیق و معینی از این نوع روابط یا مسائل پشت پردهی آن ندارم. ولی به نظر میرسد که با گذشت زمان، به خصوص در دولت آقای احمدینژاد، به دلیل کمکهایی که آقای احمدینژاد از نظر اقتصادی و سیاسی کرده است، نیروهای نظامی قدرت بیشتری پیدا کردند.
بسیاری از سرداران سپاه یونیفورم نظامیشان را کنار گذاشتهاند؛ آمدهاند وزیر، وکیل، استاندار و یا فرماندار شدهاند. همچنین کمکهای اقتصادی فراوانی به نهاد سپاه، نیروهای بسیج، مساجد و نیروهایی که به نوعی با نهادهای قدرت جمهوری اسلامی در پشت و یا پیش صحنه ارتباط دارند، شده است.
این نیروها قدرت زیادی پیدا کردهاند و قطعاً این قدرت در رهبری هم بیش از گذشته نفوذ دارد و احتمالاً این نقش در انتخابات اخیر هم بسیار مؤثر بوده است. چرا که بسیاری از فرماندهان عالی سپاه (نمیخواهم بگویم همهی آنها) همینطور نمایندهی ولی فقیه در سپاه، از حدود یک سال پیش، بارها و بارها در سخنان رسمیشان و به طور علنی، از احمدینژاد حمایت میکردند و نسبت به تغییر او، رأی نیاوردن و انتخاب نشدنش هشدار میدادند.
همهی اینها نشان میدهد که آنها عزمشان جزم بود که آقای احمدینژاد را ابقا کنند. چرا که مطابق با مصالح آنها بود. قطعاً آنها در تصمیم فرماندهی کل قوا هم تأثیر دارند و خود آقای خامنهای هم به عنوان ولی فقیه، فرماندهی کل قوا، از نظر قانونی و شکلی روی آنها تأثیر دارد.
این تأثیر و تأثر متقابل و روابط متقابل، قطعاً برقرار است. اما اینکه کدام یک از اینها گروگان دیگری است و کدام یک از اینها، به خصوص در تحولات اخیر، نقش فائقه داشته، دقیقاً برای من روشن نیست و نمیتوانم در این زمینه، اظهار نظر دقیق و روشنی داشته باشم.
رادیو زمانه – حسین علوی
اجلاس سران کشورهای غیر متعهد از فردا چهارشنبه بیست و چهارم تیر ماه در شهر ساحلی شرم الشیخ مصر با شركت سران ۱۱۸كشور عضو و ۱۷كشور عضو ناظر برگزار ميشود.
براساس برنامه پیش بینی شده قرار بود محمود احمدی نژاد در این اجلاس شرکت کند اما بدون هیچ توضیحی سفر وی لغو و منوچهر متکی که از روز دوشنبه این هفته به منظورشرکت در نشست وزیران خارجه کشورهای عضو جنبش غیر متعهد ، تهران را به مقصد شرم الشیخ در مصر ترک کرده بود جایگزین او شد .
جمهوری اسلامی ایران نامزد تصدی یکی از دو سهمیه غیردائمی کشورهای آسیایی در شورای امنیت سازمان ملل متحد است ، با توجه به حضور سران 38 کشور آسیایی ، 53 کشور آفریقایی و 26 کشور از حوزه های آمریکای لاتین و کارائیب و بلاروس و شرکت عبدالله گل رییس جمهور ترکیه ، موقعیت مناسبی برای دستیابی به این خواسته می توانست فراهم شود که با سرکوب و بازداشت سران احزاب مخالف و تظاهر کنندگان خیابانی معترض به نتایج انتخابات ریاست جمهوری ، ایراد اتهام مداخله به غرب و رسانه های خارجی ، ایجاد محدودیت در فعالیت خبرنگاران خارجی در ایران ، بازداشت 1 کارمند ایرانی سفارت بریتانیا در تهران به اتهام اقدام بر علیه امنیت ملی به نظر ازدست رفته می رسد .
اما رجب صفراف کارشناس مسایل ایران در روسیه معتقد است ، ایران با توجه به عضویت 118 کشور در جنبش غیر متعهد ها و حق داشتن نماینده ای در شورای امنیت و اعتبار بالای ايران در ميان کشورهاي عضو جنبش غيرمتعهد، از شانس زيادي براي کسب حمايت اين کشورها براي عضويت در شوراي امنيت سازمان ملل متحد برخوردار است .
ایشان در گفتگو با بخش روسي راديو بي بي سي عضویت غیر دائمی ایران به عنوان نماینده جهان اسلام را عادلانه می داند و با انتقاد از عملکرد شوراي امنيت سازمان ملل متحد از اصرار ايران برای تغییر در شورای امنیت به منظور بهبودي عملکرد آن خبر می دهد .
وی ایران را داراي سياست مستقل دانست و اظهار داشت : " ايران نيز همانند روسيه خواستار اصلاحات جدي در شوراي امنيت سازمان ملل متحد است " .
بر اساس گزارش رادیو بین المللی فرانسه مقامات مصری که پس از پایان دوره ریاست کوبا برغیر متعهدها در تیر ماه ریاست دوره ای این سازمان را برعهده خواهد گرفت حاضر به رعایت پروتکل استقبال رسمی از محمود احمدی نژاد نشده اند .
پیش از این نیز یک وکیل دعاوی مصری از محمود احمدی نژاد به اتهام عدم مشروعیت و اهانت به صحابه پیامبر در جریان مبارزات انتخاباتی به دادستانی کل مصر شکایت کرده بود .
ممدوح اسماعیل وکیل مشهور مصری که به گروهای اسلامی مصر تعلق دارد در دادخواست خود از مقامات قضائی مصر خواسته بود که مانع ورود احمدی نژاد برای شرکت در اجلاس سران کشورهای غیر متعهد در شهر ساحلی "شرم الشیخ" مصر شود .
ممدوح اسماعیل با تهیه یک سی دی از سخنان احمدی نژاد درمبارزات انتخاباتی اخیر مدعی شده است که وی به صحابه پیامبر توهین کرده است بنابراین نمی تواند به عنوان یک رئیس دولت از تشریفات و مصونیت های سیاسی بین المللی برخوردار شود و پس از حضور در خاک مصر باید دستگیر یا ممنوع الخروج شود .
منبع : وبلاگ با مردم
